![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
آره داشتیم چی می گفتیم بنویس!!!
مارو دیوونه و رسوا کردی حالیته!!!! مارو آواره صحرا کردی حالیته!!!! آخه ما واسه خودمون معقول آدمی بودیم. دست کم هر چی که بود آدم بی غمی بودیم حالیته!!!! سر و سامون داشتیم کس و کاری داشتیم. ای دیگه یادش بخیر. ننه مون جورابمونو وصله می زد ، مارو نفرین می کرد ، بابامون خدا بیامرز سرمون داد می کشید ، بهمون فحش می داد ، با کمربند زبون اجباریش پامونو محکم می بست ترکه های آ لبالو رو کف پامون می شکست حالیته!!!! یاد اون روزا بخیر، چون بازم هر چی که بود سر و سامونی بود!! ننه ای بود که نفرین بکنه ، بعد نصف شب پاشه لحاف رو آدم بکشه ، که مبادا پسرش خدا نکرده بچاد ، که مبادا نور چشمش سینه پهلو بکنه حالیته!!!! بابایی بود که گاه و بی گاه سرمون داد بکشه ، باهامون دعوا کنه ، پامونو فلک کنه ، بعد صبح پاشه مارو تو خواب بغل کنه ، اشکهای شب قبل، که رو صورتمون ماسیده بود کم کمک با دستهای زبر خودش پاک بکنه حالیته!!!! می دونی بابامون چند سال پیش عمرش رو داد به شما ، هر چی خاک اونه عمر تو باشه، مرد زحمت کشی بود خدا رحمتش کنه. ننه مون کورو زمین گیر شده، ای دیگه پیر شده ، بیچاره غصه ی ما پیرش کرد، غم رسوایی ما کورو زمین گیرش کرد حالیته!!!! اما راستش چی بگم تقصیر ما که نبود هر چی بود زیر سر چشم تو بود، یه باره تو راه ما سبز شدی ما رو عاشق کردی ، ما رو مجنون کردی ، ما رو داغون کردی ، حالیته!!!! آخه آدم چی بگه قربونتم ، حالا از ما که گذشت بعد از این اگر شبی، نصفه شبی به کسونی مثله ما قلندر و مست و خراب تو کوچه بر خوردی اون چشارو هم بذار یا اقلا دیگه این ریختی بهش نیگاه نکن ، آخه من قربون هیکلت برم اگه هر نیگاه بخواد این جوری آتیش بزنه ، پس باس تموم دنیا تا حالا سوخته باشه!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 14:25 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|