تبليغاتX
لافکادیو - بازگشت همه به سوی اوست!
شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد

عزیزان از حضور بی ریای شما متشکرم
حضور شما باعث تسکین خاطر بازماندگان است.
واین رفته رفته دردی را درمان می کند که نیست ولی جایش تا عمق وجود همه مان را می سوزاند.
کاش می شد بیانش کرد . . . کاش من گنجایش بیان هر کلامی را داشتم.
فقط می خواهم از دردی بگویم که عین بی دردی است.
قصه ای نیست که برایش مقدمه ای بگذارم.
من تنها از انسانی ویران می گویم که ساخته شده تا تحمل کند و این رنج است ،حتی اگر در حین  لذت باشد ،حتی اگر از عشق لبریز باشد باید در برابر تمامیه بی حرمتی ها تاب بیاورد.
من جمله ای ندارم من تنها و تنها زاده ی یک تنهاییم که خلق از پذیرش آن هیچ نمی داند
برهنه در برابر تازیانه هایی تاب می آورم که از آن من نیست از آن بزرگ زنی است که همزادم است. آخر او به نابودی عادت کرده. این که باید در چاه خفقان این قانون کشوری و دادگاه فرو رفت و دم بر نیاورد
از این جا که حتی برای هیچش هم باید دل سوزاند گریزانم و با این وجود به این صندلی گره خورده ام چون باید ایستاد باید طاقتمان را با سنگ پیوند بزنیم و غرورمان را در یک حراج به قیمتی ناچیز بفروشیم.
شما هم به این مهمانی بی وجدان بودن دعوتید
من باید در برابر هرزه گی های این جامعه تاب بیاورم لبهایم را به نابودی بدوزم تا این قصه خود به خود تمام شود.
این بغض ها یک به یک آرام و در سکوت با متانتی  در گلو حبس می شوند و در زمانی شاید همین نزدیکی و شاید خیلی دورتر آزاد می شوند.
من برای آن روز که پروازمان آغاز می شود روزشماری می کنم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 21:4  توسط یلدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی.

بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم .
سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست.
خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری.

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
پیوندها
یه بوس کوچولو (ستایش)
اسپرمی مجهول و عوضی
هاله
هیچ و پوچ (شبان نمی دانم گرا)
من، تو ، او (لیلا)
آگر (رزمپا)
الاغی که یونجه را می فهمید
نفس بریده (ساقی)
صادق کرده
آدمک (حسین پور)
sleeper
پر پرواز
چهل دروغ
LittlebeE
جوجه وبلاگ
زم بور (موژان)
نی نی نازه (شمیم)
هنر تئاتر (حسن)
پایان نردبان (پریسا)
سرزمین دور (علی)
دلنوشت(علیرضا)
تاج خورشید (دنیا)
مصلوب
نطفه مجهول
نمی دانم ها
پرواز امیر
علی.ی
گفتنی (بامداد)
هومن
خانه سبز
نگارستان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM