![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
می خوام باهات شرط ببندم
مطمئن باش از همین حالا شرط رو باختی چند تا کارت بدم؟!! خب پولتو بذار وسط...................... پول نداری؟! خب پس باید یه چیز ارزشمند از خودت بذاری وسط.......من چه میدونم من چی میذارم؟!.............خب من این انگشترو می ذارم که مامان برای تولدم هدیه داده حالا نوبته توه.............خووب جیباتو بگرد.... این چیه؟!........یه پاکت دادی به من می گی این همه چیزته........بازش کنم؟! خب باشه....بذار ببینم........عکسه......... . . . از همین حالا انگشتر و باختم.......................................تو خوده منو با خودم معامله کردی ..............................دستخوش |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 15:10 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|