![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
من یکی هستم مثل تو......تو......تو...... نه تو نه !! اون یکی رو می گم آهان اون. گاهی که دلم می خواد می خوابم.. می خورم .. کتاب می خوانم.. گریه می کنم. گاهی هوای عاشقی به سرم می زنه. توی خیابون زیر بارون قدم می زنم قطره قطره خیس می شم و با تمام وجودم اشک می ریزم. پس با این حساب گاهی فقط گاهی عاشق می شم. ولی هنوز نفهمیدم عشقم کیه و قراره کی بیاد. دنبالش هستم ولی پیداش نکردم تو می گی هنوز باید بگردم؟ یعنی اونقدر بزرگه که توی دنیای کوچیک من جاش نمی شه یا شایدم اونقدر کوچیک بوده که من توی دنیای بزرگم از کنارش رد شدم. من یکی هستم مثل آب که عادت به شکل گیری داره.مثله مورچه که بی خیال نمی شه. این من بودم کامل و بدون خط خوردگی. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 17:45 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|