![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
گاهی باید برف پاک کن های دلهای کثیفمونو بزنیم.
هرچند این کثیفی به خاطر قطرات بارون باشه که شب قبل به خاطر یه اتفاق که حتی شایستگی تعریف شدنم نداره به وجود اومده باشه. اینا همش واقعیتهایی که مال امروزو دیروز نیست مال یه عمره، مال یه خلع که هر بار که بهش فکر می کنی دیوونه ات می کنه. اونوقته که همه بهت می گن احمقی که بهش فکر می کنی. ولی من می گم این بار، برعکس دفعات قبل که سیر تا پیاز دلتو برای هر از راه رسیده ای تعریف می کردی، متکاتو بگیر تو بغلت آروم آروم برای خودت گریه کن این جوری خودت به خودت تنهایی می گی دیوونه و کسی هم نمی توونه طعنه ای بزنه. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 23:19 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|