![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
توی قوانین زندگی یکیش از همه بدتره اینکه باید بتونی اتفاقات بد رو فراموش کنی.
این یکی از بزرگترین مراحله اگه بتونی این یه کارو انجام بدی یعنی رسیدن به بقیه اش حالا برو یه دنیای بساز که پر شده از فراموشی های گذشته. می توونی خودت رو متقاعد کنی آروم باشی کنارش بگذاری. « سخت نگیر، باید آروم باشی، باید کنترل زمان رو داشته باشی. آینده از همین امروز حساب می شه.اینا همش یه تصمیمه، یه اتفاقه، که توی سرنوشت تو همه چیزه و باید برای این همه چیز خوب برنامه بریزی.» روزی صد نفر صد بار برات می گن و تو تصمیم قطعی خودتو می گیری. ولی باز فراموش می کنی که قرار بوده فراموش کنی. حالا سعی کن فراموش کنی قبل از اینکه یادت بره که باید فراموش کنی. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 19:30 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|