![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
و تو آموختی آنچه دو روح خویشاوند را در غربت این آسمان و زمین بی درد دردمند می دارد ونیازمند و بی تاب یکدیگر می سازد دوست داشتن است « و من در نگاه تو ای خویشاوند بزرگ من ای که در سیمایت هراس غربت پیدا بود و در ارتعاش پر اضطراب سخنت شوق فرار پدیدار دیدم که تبعیدی این زمینی.................واکنون تو رفته ای ............. »
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 21:47 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|