![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
باید امروز را در کلامی نگفتنی خلاصه کنم.
کاش جایی برای هم دردی داشتی تا همیشه در آنجا به سراغت می آمدم. کاش می دانستی که امروز همه چیز را در نگاه کسی یافتم که مدتهاست حقیقت را در دستانش گرفته و در کوی و برزن به سراغ من آمده. می خواهم برایم نگه اش داری... همه امیدم به توست. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 0:15 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|