![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
اینجا یک مهمانی است.
یک مهمانی از آن خدا،یا نه از آن خودم تا تو را بخندانم. برایش نیاز به هیچ غسل تعمیدی نیست. فقط کافی است خودت باشی. بی نقاب و بی دلیل. کافی است بخواهی تا زندگی را از سر خط تجربه کنی و این سر خط بی انتها ترین باشد. قرار است این بار با هم بخندیم زیر باران. . . زیر نگاه خدا . . . با خنده اش، با ریسه رفتن هایش، عشق بازی کنیم و خدا را به خودمان هدیه دهیم هدیه ای آویزان از وسط آسمان. درست از سقف آسمان. و خدا ما را مهمان کرده تا امروز را بخندیم. خوب که چشمهایت را ببندی در قعر یک لذت گرفتار می شوی. تو را به نهایت کهکشانها می برد. همان جا بمان و یاد من باش. نه . . . گریه نکن ------------------------------------ به یاد من بخند. شادی را از روی اولین ستاره از بالای میز بیلیارد برایم پرتاب کن تا من آن را با خنده ای از ته دل پاسخ بدهم. خوب می دانم که در پس هر نقابی لبخندی دزدانه نهفته است که دیگران را به سخره می گیرد. تو با همان لبخند دزدانه ات نیش خند بزن. وجدانت را آزار نده. اینجا کسی عذاب وجدان ندارد. تنها و تنها و تنها ب------------خ------------ن---------------د شیرینی این روز را تقدیم تو می کنم نه نگاهی که از پشت این نقاب زیر و رویت می کند. تو می توانی اولین شلیک من باشی. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 8:18 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|