![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
اون نقطه ی براق رو وسط آسمون می بینی؟ خووب نگاش کن! من درست از همون جا اومدم. نه من شازده کوچولو نیستم اون جا هم اخترک ب 612 نیست. سعی کن بهش خیره بشی می دونم که چشمات داره دو دو می زنه ولی کافیه فقط چند ثانیه وقت خودت و چشمات رو بدی به من تا برات بگم که من یا نه بهتره بگم خدای من اونجاست. هر سال به این روز که می رسم شروع می کنه به چشمک زدن تا به من ثابت کنه که هست و من باید ببینمش آخه من زاده ی وجود همین معبودم. باز هم رسیدیم به ساعت 2:45 ظهر وباز هم تکرار صدای ونگ ونگ من توی راهروی یه بیمارستان دولتی. باز تاب سوسا که بی تاب می شود. باز هم قدرتی که تنها و تنها درون ستاره ی من موج می زند. هنوز هم ندیدیش؟! بی خیال فقط... من متولد شدم!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 9:27 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|