![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
بیا یه گناه بزرگ بکنیم
یه گناه خیلی بزرگ بیا یواشکی از لای پنجره همسایه بغلی رو نگاه کنیم یا نه بیا در مورد لباس مسخره ویدا حرف بزنیم یا نه بیا بریم توی کافی نت یه نفر رو سر کار بذاریم یانه بیا راجع به بودن و نبودن خدا حرف بزنیم یا نه بیا راجع به دوست پسر نگار بگیم یا نه بیا خودمون با هم حرف بزنیم..........................این از همه ی گناهها بزرگتر بیا یواشکی عاشق هم بشیم به چشمهای هم نگاه کنیم و غرق توی اوهام خودمون بزرگ بشیم بیا جشن بگیریم روز عاشق بودن خودمون رو می دونم بزرگترین گناه دروغ می خوام بهت یه دروغ بگم یه دروغ بزرگ.......ازت متنفرم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 12:37 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|