![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
تنور وجود آدمها یه روزهایی اونقدر داغ می شه که هیچ موجود زنده ای سمتش نمی ره.... یعنی گر می گیره... آخر هر سال این اتفاق برای من تکرار می شه یعنی زبانه های آتشم اونقدر بلند می شه که حتی تو ...تویی که می گی من همه ی زندگی اتم ازم فرار می کنی ازم می ترسی آخه اونقدر گرم شدم که تو با یه نگاه به من چشمات می سوزه ازم فرار می کنی، اونوقت یه قطره اشک بدرقه ام می کنی، می پرسم داری گریه می کنی فورا پشتت و بهم می کنی که نه کی گفته فقط یه کم چشمم سوخت.
امسال هم مثل همه ی این بیست سالی که گذشت تو فقط نگاهم کردی، نگاه کردی که چه جور یه آدم بعد از تحمل یک سالی که گذشت خرد شد. حتی وقتی تمام وجودم شد هزار تا تیکه ی برنده فقط نگاهم به این بود که مبادا خرده هاش توی دست و پات بره.
اونوقت می خندی می گی خنده بر هر درد بی درمان دواست.
با همه ی اینکه می دونم خیلی هامون خیلی کس ها رو از دست دادیم و حتی بعضیا برای رسیدن به اون دنیاشون زیادی عجله کردن ولی پیشنهادم اینه که باید شیرین فکر کنیم ، عین خوردن یه نون خامه ای.
راستش رو بخوای هنوز هم برای رسیدن به سال1386 ذوق دارم اونقدر زیاد که برای شمردن 7 سین بازم 3 تا کم می آرم.
تبریک می گم به همه حتی به تو.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 1:30 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|