![]() |
![]() |
|
| شیری که جواب گلوله را با گلوله می دهد |
|
آهای گیس بریده ها
نترسید اینجا همه چیز آرام است اینجا هیچکس زیر لب فحش نمی دهد اینجا دنیا دنیای خاکستری بیرون نیست. اینجا کافی ست انسان بودن را درون رگهامان تزریق کنیم. کدام قانون شما را از جامعه خارج کرد؟ به کدام فرهنگ باید اعتراض کرد در حالی که در هیچ جای شرع ما گفته ای راجع به گیس های بریده دختران نداریم. آهای پدران من!!!!!!!!! موهای از ته بریده شده دخترانتان در کدام سیاه چال افتاده؟ چرا؟ به کدام گناه بریدید؟ کدام اشک اینجا دیگر خون جاری می شود این نسل نسل آه و گریه و افسوس نیست این نسل برای خرد شدن شخصیتش تنها حرمت را له خواهد کرد. کجاست آبرو؟......... کدام آبرو؟................آبرویی که سالها زیر پای اقوام کهن له شده دیگر وجود ندارد . فراموش کنیم صدای اخسان خاموش ذیوارها را این دیوارها باید فرو ریزد این آبرو ها باید پایمال شود اینجا فرهنگ حکم نمی کند این یک اعتقاد است از گذشته نمی آید اززبان یک جوان می آید که از سرخی گلویش فریاد آزادی خاتمی را می زند . حتی اگر احمقانه فریاد کنیم تا موهای بریده شده مان باز بارور شود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 13:37 توسط یلدا |
|
|
هر روز بیشتر از دست می دیم چون اصلا نمی دونیم چقدر بزرگن اونهایی که می رن.
بعد بهمون میگن ایرانی های مرده پرست تسلیت می گم در گذشت بزرگ مرد موسیقی ایران را بابک بیات روحش شاد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 11:32 توسط یلدا |
|
|
الو......الو..... اینجا کجاست؟ خب مهم نیست من پیغاممو میذارم. یه جورایی شرمنده ام یا شاید باید بگم معذرت می خوام. حالم از خودم به هم می خوره!!! از غرور بی مزه ی خودم !!! واقعا که خیلی زشته من دارم دیوونه می شم !!! باورتون می شه من امروز تو دانشگاه گند زدم، حال یه بنده خدا رو گرفتم . به قول یه دوست من احمقم که فکر می کنم دختر اگه غرور نداشته باشه دختر نیست. شما هم این نظرو دارین؟ راستش از اون نوع نیستم که همه رو از نوک دماغشون نگاه می کنن نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من فقط (شرمنده البته) جلوی پسرا خیلی جدی و اخمو و عنق می شم. توی دانشگاه نه تونستم، نه خواستم تا با هیچ کدوم از بچه های گروه (هنر) رابطه داشته باشم. تمام دوستام سرزنشم می کنن. ولی بازم نشد که نشد. انگار اصلا به ما نیومده. بذارید نگم آخه می ترسم اگه بفهمید که چه طوری حال بنده خدا رو بعد از یه سلام ساده گرفتم برزید سرمو یه فص کتک حسابی بهم بزنید. اون قدربد تو ذوقش زدم که روم نمی شه فردا برم دانشگاه. ولی باور کنین دست خودم نیست گاهی دعا می کنم چی می شد اون طرف مقابل خودش می فهمید من منظور خاصی ندارم و حرفشو ادامه می داد. تا حالا دچارش شدین؟ شاید خیلی......شاید اصلا......شایدم..... آقا یکی پیدا نمی شه حرفهای منو تحمل کنه و بهش بر نخوره. می دونم احمقانه است شایدم شد از کجا معلوم. ما هم چشم دوختن به آسمون و بی خیال می شم و می چسبیم به همین زمین خودمون شاید فرجی شد. وای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مثل اینکه اشتباه گرفتم . آقا شرمنده مثل اینکه شماره رو اشتباه گرفته بودم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آذر 1385ساعت 21:38 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهش گفتم تو دل شیر داری؟
یعنی اونقدر شیر هستی که جلوی اسلحه ی از تو شیرتر من بایستی. بعد چند ثانیه با یه اسلحه به طرفم برگشت.تا اومدم به خودم بجنبم جلوی یه شیر با یه اسلحه ی واقعی بودم و توی موقعیت گره خورده بودم . سعی کن همیشه به اسلحه ی یه شیر هم فکر کنی . اون ممکنه با وجود یالهای بلند ودندونهای تیزوچشمهای براقش باز هم یه حقه ای داشته باشه به فکر بعدش باش از اون هیچ چیز بعید نیست. خوش باش و به راه خودت ادامه بده البته اگر تونستی از این مرحله جون سالم به در ببری. |
|
RSS
|